شاید که باز گردد بر بام خانه ام عشق
پایم اگر به تقصیر "زنجیر در وفا شد
دور از خطر نباشد تا آب و دانه ام عشق
نازک تر از نسیم است یادش به زلف تارم
یادش به یادگار و اینک بهانه ام عشق
در آبی نگاهش صد ها ستاره دیدم
دریا شدم چه آسان تا شد کرانه ام عشق
در کوره راه غربت با سایه بانی از یاس
با من چه ساده آمد شانه به شانه ام عشق
در روزهای ساکت در انتها ی تقدیر
پیچید زیر بالم نیلو فرانه ام عشق
با هر غزل که خواندم خطی به دفترم خورد
خطی به روزگار و درس شبانه ام عشق
چون مرغ در حصارم با جسم خسته اینک
باشد که باز گردد با این ترانه ام عشق
سروده شده در آخر بهار سال هشتاد